مردمانی را دیدم که تسبیح به دست گرفته و دانه
دانه ذکر تو را می شمردند به عادت، آنگونه با شتاب و متصل نام تو را می
خواندند که گویی در معامله ای از تو چیزی ستانده اند و اکنون بهای آن را می
پردازند. و اندیشیدم که آیا در هر بار خواندن نامت، بزرگی و لطفت را نیز در ذهن تداعی می کنند؟ مردمانی را دیدم که کاغذی دعا به بهایی می خریدند و چون نسخه ای از فروشنده، چند بار و چگونه خواندنش را برای رفع حاجت طلب می کردند. و اندیشیدم که آیا ترا می خوانیم تا بستانیم یا ترا می خوانیم چون دوستت داریم؟ مهربانترین... به ما بیاموز که دل آدمی عصاره وجود اوست، حرمت دل ها را از یاد نبریم. به ما بیاموز که دوست داشتن را فراموش نکنیم و آنانکه دوستمان دارند را از خاطر نبریم. به ما بیاموز که سوگند راست بودنِ دروغمان را نام تو نسازیم. به ما بیاموز که به ناحق کردن حق دیگری عادت نکنیم. و به من بیاموز که دوستی ام را بندی به پای دوستان نسازم و در همه حال دوستشان بدارم، حتی اگر فراموشم کنن..
تو چه گفتی سهراب؟ قایقی خواهم ساخت ... با کدوم عمر دراز؟ نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراند با تبر روز و شبش، بر درختان افتاد سالیان طول کشید، عاقبت اما ساخت پس بگو ای سهراب ... شعر نو خواهم ساخت بیخیال قایق .... یا که میگفتی .... تا شقایق هست زندگی باید کرد؟ این سخن یعنی چه؟ با شقایق باشی.... زندگی خواهی کرد ورنه این شعرو سخن یک خیال پوچ است پس اگر میگفتی ... تا شقایق هست، حسرتی باید خورد جمله زیباتر میشد تو ببخشم سهراب ... که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، انتقادی کردم بخدا دلگیرم، از تمام دنیا، از خیال و رویا بخدا دلگیرم، بخدا من سیرم، نوجوانی پیرم زندگی رویا نیست زندگی پردرد است زندگی نامرد است، زندگی نامرد است!
آنجا که در ميان خاک خوابيدی ، “سنگِ تمام” را می گذارند و می روند …
جمعه بیست و چهارم آذر 1391 توسط مجيد |
خدایا . . . خواستم بگویم تنهایم اما نگاه خندانت ، مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تــو ... ! ============= اگر تنهای تنها شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتن های من است --------------------- گفتیم پوستکلفت میشیم، دیگه راحت میشیم. نمدونستم پوست ِ کلفت که کنده شه دردش بیشتره ---------------- از تصادف جان سالم به در برده بود و مي گفت زندگي اش را مديون ماشين مدل بالايش است و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند ميزد. . . . ---------------- غلط است این تفکر که بپنداریم زندگی می گذرد بپذیریم عزیز ؛ زندگی می ماند ؛ من و تو می گذریم -------------- غربت آن است که بدانند کجایی و نگیرند خبر... --------------- بــیـچــاره دلـم! آن قــدر سـاده اسـت كـه اگـر صـدای شـرشــر بـاران بـشـنــودخــیــس مـــی شــود -------------- رابطه ها شدن قضيه ی اون يارو كه پوست موز ديد گفت :اه باز بايد بخورم زمين !!! ------------------ این روزها نوازنده خوبی شده ام ... دلم شور می زند ... چشمانم تار ... ----------------- ديگر کمتر اشـــک مي ريزم .. دارم بُزرگ ميــشوم يا سنـــــگ ..! نمي دانم ..! ------------- *مراقب باشیم تنهایی هرزه مان نکند* --------------- هر جا دلت شکست خودت شکسته ها رو جمع کن !
تا هر ناکسی منت دست زخمیشو به رخت نکشه !!!! --------------- تنهايي ام فرشي نيست که زير پاي هر کسي پهنش کنم... --------------- اينجا ایران است رسم آدم هايش عجيب است! اينجا گم كه مى شوى به جاى اينكه دنبالت بگردند فراموشت مى كنند..... --------------- کدام عاشقتر بودیم؟ من که بخاطر عشق دنیایم جهنم شد...! ... یا آدم که بهشتش دنیاشد...! ------------- دل را بدنام نکنیم آنچه بعضی ها در سینه دارند کاروانسراست نه دل ------------- کـاش به خودمان قــول بدهیــم وقتی عاشق شویــم که ” آماده ایم “ نــه وقتی کــه ” تنهــائیـم.... ------------- به سلامتی اونایی که تنشون رو به تنهاییشون نمی فروشن .... ------------- **لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیرجیر میکنند! ولی خوش به حالشان که لنگه ی همند**
majid_bodybuilding@yahoo.com