تبليغاتX
مطالب زيبا
مطالب زيبا
به تنهایی ام افتخار میکنم چون میدانم تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است
قالب وبلاگ
مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی
تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی
تو را دوست دارم و می ستایمت!
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم.

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:51 ] [ مجيد ] [ ]

رفتن بهانه نميخواهد بهانه هاى ماندن كه تمام شوند كافيست.....


[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:6 ] [ مجيد ] [ ]

الو سلام.... خدا ؟؟؟...

الو... سلام
کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟
مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟
پس چرا کسی جواب نمیده؟

یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟
خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.
بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...
هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .
صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟
فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو
دوست نداشته باشه؟
گفت :اصلا اگه نگی خدا
باهام حرف بزنه گریه میکنما...
بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛

بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند
گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو
خدا...چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟
نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.
مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نیستیم؟پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.

کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .دنیا برای تو کوچک است ...
بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...
کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.

[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 10:5 ] [ مجيد ] [ ]
خسرو شکیبایی می گفت:

بعضی وقت ها

یکی,طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن،
بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن!


[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 9:19 ] [ مجيد ] [ ]
دیروز، پينوكيو آدم شد و امروز، آدمها پينوكيـو ....

من از عاقبت قصه مادربزرگ مي ترسم اگر، فردا، شنل قرمزي گرگ شود!!!

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 19:56 ] [ مجيد ] [ ]
به شیطان گفتم: لعنت بر تو باد
لبخند زد
پرسیدم: چرا میخندی؟
... پاسخ داد:از حماقت تو خنده ام میگیرد!
پرسیدم :مگر چه کرده ام؟
گفت: مرا لعنت میکنی در حالی که هیچ بدی به تو نکرده ام!
با تعجب پرسیدم:پس چرا زمین میخورم؟
جواب داد: نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای...
نفس تو هنوز وحشی است..
تو را زمین میزند.
پرسیدم:پس تو چه کاره ای؟
گفت: هروقت سواری آموختی برای رم دادن اسب تو خواهم آمد...
فعلا برو سواری بیاموز!!!!
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 16:0 ] [ مجيد ] [ ]

نوشتم "قم حا " ...

همه به من خندیــــــــــــــــدند!!


گریــــــــــــــــــــــ ـستم ...


گفتم به "غم ها " یم نخندید...

که هر جور نوشته شود درد دارد!!!

از ته به سر بخوان

تا مــــــــن آن روزها را بشناسی...!!!

[ شنبه پنجم فروردین 1391 ] [ 20:28 ] [ مجيد ] [ ]
فقط هفت سین؟!...
نه بیش از این ها سین سراغ دارم که قربانی شدند..!!
میخواهم امسال پای تمام سین ها را وسط بکشم...!
نه برای سفره ی عید، برای سفره ی زندگی ...میخواهم دور هفت سین را قلم بکشم!!

شاید گناه سرکه است که آدم ها ترش شدند..!!
شاید سکه ..بهانه ی پول پرستی شده است!!
... شاید سماق بهانه شده که آدم ها سال ها برای محبت دیدن سماق میمکند..!!
مگر سیب نبود که آدم را هوایی کرد تا بهشت را نادیده بگیرد..!!
نه هفت سین نه...!
نمیخواهم سبز بودن زندگی را با سبزه تلقین کنم...!!
هیچ سیری، قلب ها را از محبت سیر نمیکند...!
کاش واقعا زندگی با سمنو شیرین میشد..!

هفت سین امسال بگذار این هفت سین نباشد..! میخواهم حتی اگر هر حرف دیگری سفره شد اما این ها نباشند...!!
تمام این انتظار ها .. تمام این هفت سین ها.. تمام لباس ها.. خانه ها ... نو شد.. برای چهار رقم تقویم که قرار است از نو آغاز شوند...!
پس افکار..نگاه ها... زندگی ها...پس چرا انسانیت نو نمیشود..!!
نه به تقویم ها اعتباری نیست..اگر خودت متحول شدی پس:

                                **** 
نوروزت مبارک****


[ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 17:51 ] [ مجيد ] [ ]

دیروز کودکی در امتداد کوچه های پر از بی کسی این شهر شلوغ؛

دست تمنایی به سویم دراز کرد؛


خالی تر از تمامی آرزوهای کودکانه؛


...
دنیا عوض شده است؛

             کودکان به دنبال نان اند و ما به دنبال عشق ...!

[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 20:35 ] [ مجيد ] [ ]
برای دوباره آمدنش دعا نکن...

شاید وقتی آمد...

همانی نباشد که رفته بود...
[ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ] [ 20:55 ] [ مجيد ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خدایا . . .
خواستم بگویم تنهایم
اما نگاه خندانت ، مرا شرمگین کرد
چه کسی بهتر از تــو ... !
=============
اگر تنهای تنها شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتن های من است
-----------------------
خدایا از اینکه مرا در حد ایوب به حساب می آوری سپاسگذارم!!
---------------------
گفتیم پوست‌کلفت می‌شیم، دیگه راحت می‌شیم. نمدونستم پوست ِ کلفت که کنده شه دردش بیشتره
------------------
انقد بدم میاد از اینایی که از من بدشون میاد ولی من ازشون بدم نمیاد...!
----------------
از تصادف جان سالم به در برده بود و مي گفت زندگي اش را مديون ماشين مدل بالايش
است و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند ميزد. . . .
----------------
غلط است این تفکر که بپنداریم زندگی می گذرد
بپذیریم عزیز ؛ زندگی می ماند ؛ من و تو می گذریم
------------
فستیوالی از دروغ راه انداختی و در آخر میگویی "میروم تا اذیت نشوی بهترین من
--------------
غربت آن است که بدانند کجایی و نگیرند خبر...
---------------
بــیـچــاره دلـم! آن قــدر سـاده اسـت كـه اگـر صـدای شـرشــر بـاران بـشـنــودخــیــس مـــی شــود
--------------
رابطه ها شدن قضيه ی اون يارو كه پوست موز ديد گفت :اه باز بايد بخورم زمين !!!
------------------
این روزها نوازنده خوبی شده ام ...
دلم شور می زند ...
چشمانم تار ...
-----------------
ديگر کمتر اشـــک مي ريزم ..
دارم بُزرگ ميــشوم يا سنـــــگ ..!
نمي دانم ..!
---------------
گــاهي يــک دوســت کــاري مي کنــد که دلــت بــدجــور بــراي دشمنــت تنــگ مــي شود
--------------
حماقت محـــض است ....

دلتنگ کـسی باشی ؛

که دلش با تـو نیست ... !!
-------------
*مراقب باشیم تنهایی هرزه مان نکند*
---------------
وای اگـــــر کــلــاغ هــا بـه خــآنــه شــان بــرســنــد،،
بـا رویـاهــای کــودکــی مــان چــه کــنــیــم؟؟؟
--------------
هر جا دلت شکست
خودت شکسته ها رو جمع کن !

تا هر ناکسی منت دست زخمیشو به رخت نکشه !!!!
----------------
می دانی اگر هنوز هم تو را آرزو می کنم برای بی آرزو بودن نیست شاید آرزویی زیباتر از تو سراغ ندارم
--------------
یک جفت گوش سنگین میخواهم ،

که وقتی حرف هایم تمام شد مطمئن باشم که چیزی نشنیده است

تا چیزی از غرورم بماند برایم....
---------------
تنهايي ام فرشي نيست که زير پاي هر کسي پهنش کنم...
--------------
هيچ وقت ادمي رو که تو حاشيه هاي زندگيشي
جزو اولويت هاي زندگيت قرار نده
-------------
حالا كه قرار است از تو عبور كنم ؛

بگذار كفش هايم را در بياورم

تو هنوز هم برايم مقدسي
---------------
اينجا ایران است رسم آدم هايش عجيب است!
اينجا گم كه مى شوى
به جاى اينكه دنبالت بگردند فراموشت مى كنند.....
---------------
کدام عاشقتر بودیم؟
من که
بخاطر عشق
دنیایم جهنم شد...!
... یا آدم که
بهشتش
دنیاشد...!
------------
قصه اينگونه رقم خورد ... نبايد ميخورد ................ حالم از عشق به هم خورد ... نبايد ميخورد .
-------------
دل را بدنام نکنیم آنچه بعضی ها در سینه دارند کاروانسراست نه دل
-------------
کـاش به خودمان قــول بدهیــم وقتی عاشق شویــم که ” آماده ایم “ نــه وقتی کــه ” تنهــائیـم....
-------------
به سلامتی اونایی که تنشون رو به تنهاییشون نمی فروشن ....
-------------
کاش یاد بگیریم اگه به یکی دست دادیم به بقیه پا ندیم ...!!!
-------------
**لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیرجیر میکنند! ولی خوش به حالشان که لنگه ی همند**